شرایط امروز کشور فراتر از تحلیلهای روزمره و عادی است. به همین منظور، تصمیم گرفتم در چند پیام متوالی، ابعاد واقعی این رویارویی را با هم بررسی کنیم.
۱. این یک جنگ وجودی است و جبهه دشمن آرایش جدیدی دارد
باید تعارف را کنار بگذاریم؛ مواجهه امروز ما با جبهه مقابل، یک جنگ وجودی تمامعیار است. همانطور که برای آنها حیثیتی است، برای ما هم بقا و عزت کشور در میان است.
نیروهای مسلح ما از همان روزهای اول آتشبس، با یقین به اینکه این آرامش موقتی است، تمام توان خود را روی بازسازی و آمادهسازی مجدد گذاشتند. جبهه مقابل با تمام توان تکنولوژیک و نظامی وسط آمده و ما در یک جنگ کاملاً نامتقارن قرار داریم.
در این میان، محاصره اقتصادی شدیدتر از قبل خواهد شد؛ چرا که سیاستهای تحریمی جدید به دنبال انزوای مطلق شریانهای تجاری ایران است در حالی که مسیر را برای دیگران باز میگذارد. ایران به دنبال راههای جایگزین و شیوههای نوین برای شکستن این بنبست است، اما باید بپذیریم مسیر سختی در پیش داریم
در چنین شرایطی، شناخت دقیق ابعاد این نبرد، اولین قدم برای ایستادگی است.
۲. اهمیت میزان تابآوری مردم در برابر فشارها
اگر در جنگهای گذشته خط مقدم در مرزها بود، امروز خط مقدم در خانهها و معیشت مردم است. در این معرکه جدید، آمریکا و ناتو تلاش در زدن زیرساخت ها خواهند داشت. هدف آنها خسته کردن مردم و ایجاد فروپاشی از درون است.
🔑 کلید ماجرا اینجاست:
اگر جامعه این تابآوری و آستانه تحمل را نداشته باشد، کار برای مدیریت کشور فوقالعاده سخت خواهد شد.
در این شرایط، وظیفه همه ما چیست؟
هرگونه نقد مبنایی، فکری یا عملکردی که به دولت داریم محفوظ؛ اما امروز زمان جنگ و دعوا با پاستور نیست. همه باید به دولت کمک کنند تا بتواند از عهده تأمین معیشت و روزمرگیهای مردم برآید. ما باید با همین دولت، این جنگ اقتصادی و ترکیبی را جلو ببریم و به سلامت از این گردنه عبور کنیم.
۳. تنظیم انتظاراتمان براساس واقعیت
در این کارزار پیچیده، روابط ایران با قدرتهای شرقی مثل چین و روسیه نقش حیاتی و استراتژیک دارد؛ چه در ابعاد نظامی و چه اقتصادی.
اهمیت این موضوع به قدری بالا و فراملی است که نظام، مدیریت و پیگیری مستمر این روابط را از سطح بوروکراسی معمول دولتی فراتر برده و آن را به صورت فراقوهای دنبال میکند تا این دو کشور به طور جدی و عملیاتی پای کار بیایند.
از سوی دیگر، ما باید انتظارات جامعه را واقعبینانه تنظیم کنیم. شعارها و اهدافی مثل نابودی کامل جبهه استکبار و رژیم صهیونیستی، آرمانهای قطعی ما هستند؛ اما باید بدانیم تحقق این امور در شرایط عادی و در کوتاهمدت یا میانمدت رخ نمیدهد. فرسایشی کردن ذهن مردم با وعدههای زودرس، نتیجه عکس میدهد. باید صبورانه، گام به گام و با تدبیر حرکت کرد.
۴. وحدت ملی یک شعار اخلاقی نیست بلکه ضرورت حیاتی برای بقای کشور است
تنها حسن تفاهم نامه شاید این باشد که ائتلافی از نیروها (چه در داخل و چه به ویژه در خارج از کشور ) که هنوز دل به گفتگو و مذاکره خوش کرده بودند، به عینه بینتیجه بودن این مسیر را برای چندمین بار لمس کردند و به نگاه اصیل انقلاب اسلامی که تکیه بر توان داخلی و ایستادگی است نزدیکتر شدند.
حرف آخر و صریح:
باید بازیهای سیاسی، جناحبازیها و حاشیههای بیهوده را برای همیشه کنار بگذاریم. کشور امروز فرصتی برای فرسایش در دعواهای داخلی ندارد.
🔸 همانطور که رهبر معظم انقلاب و شهدای بزرگ بارها تاکید کردهاند، رمز پیروزی در اتحاد و وحدت همه مردم است.
وحدت امروز یک شعار نیست، یک ضرورت برای کشور و نظام است. 🇮🇷
با توکل بر خدا، تدابیر رهبری و آگاهی مردم، از این زمستان سخت هم با پیروزی عبور خواهیم کرد. حتماً همینگونه خواهد بود.جبهه مقاومت


